زندگی دفتری از خاطره هاست
یک نفر در دل شب
یک نفر در دل خاک
یک نفر همدم خوشبختی هاست
یک نفر همسفر سختی هاست
چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد
ما همه همسفریم دیر یا زود میگذریم
" بهترین باش تا بدترین ها یادت کنند "
نوشته شده توسط مهدی در بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 11:43 موضوع | لينک ثابت
آ موخته بودم که زیبایی را همچون شعله هایی لرزان
در میان ستونی از دود ببینم
اما اکنون که دود پراکنده و ناپدید شده است
جز سوختگی چیزی نمی بینم...
نوشته شده توسط مهدی در بیستم مهر 1388 ساعت 18:53 موضوع | لينک ثابت
توی این، خلوت شب منمو حس غریب
دل عاشقم چرا از همه خورده فریب
من توی جاده عشق دیگه پا نمیزارم
دلمو پیش کسی دیگه جا نمیزارم
از کجا باید شروع کرد!!! درد دل که گفتنی نیست
غصه من خیلی وقته که دیگه شنیدنی نیست
تو خودم دارم می پوسم
ولی هیچکس نمی دونه ! چقدر سخته که آدم با خودش تنها بمونه
یه روزی خیال می کردم عشق علاج همه درداست
عشقو فریاد میزدم که آبیه به رنگ دریاست
منه ساده با نگاهی دلمو ارزون فروختم
ریشمو خودم سوزوندم
واسه همیشه سوختم
از کجا باید شروع کرد !!! درد دل که گفتنی نیست
غصه من خیلی وقته که دیگه شنیدنی نیست
حالا عمریه که دیگه عشق من باور ندارم
تن من میلرزه وقتی اون روزارو یاد میارم
آسمون دعا کن امشب واسه این مرد تنها
خسته ام بس که نشستم به امید صبح فردا
نوشته شده توسط مهدی در سی ام شهریور 1388 ساعت 14:27 موضوع | لينک ثابت
نوشته شده توسط مهدی در پانزدهم شهریور 1388 ساعت 7:40 موضوع | لينک ثابت
در کلبه تنهایی قلبم ...
به دنبال کسی میگردم....
تا تنهاییش را با آن قسمت کنم...
شاید سفید شود کلبه تاریک قلب من ....
نوشته شده توسط مهدی در دهم شهریور 1388 ساعت 12:6 موضوع | لينک ثابت
هر كس كه تو را خدای خود پندارد، كفرش به كنار ؛ عجب خدایی
دارد ! ! !
نوشته شده توسط مهدی در دهم شهریور 1388 ساعت 12:0 موضوع | لينک ثابت
خدایا
بگذار هرکجا تنفراست بذرعشق بکارم
هرکجا آزادگی هست ببخشایم
وهر کجا غم هست شادی نثار کنم
الهی توفیقم ده که بیش ازطلب همدلی همدلی کنم
بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم
زیرا در عطا کردن است که ستوده می شویم
و در بخشیدن است که بخشیده می شویم
نوشته شده توسط مهدی در نهم شهریور 1388 ساعت 11:48 موضوع | لينک ثابت
مریم و آرش از مرودشت
یکی بود تو غصه مون وفا نکرد رفت و پشت سرشم نگاه نکرد کی بود کی نبود یه پری یه بغل عاشقای سرسری کی بود اون که طاقت گریه نداشت عاشق هوس بودو تنهام گذاشت کی بود کی بود اون تو بودی کاش از اول نبودی
الهام از تهران
روزی از لپ یار ربودم بوسی گفت هم بی ادب و هم لوسی گفتم که گناهم چیست کردم بوسی گفت لبو ول کردی لپو می بوسی...
پناه از شیراز
دوستت دارم خوب من
تو را در قلب شعرم میگذارم به دست باد وباران میسپارم
تمام شعر من یک جمله بشنو تو را تا بی نهایت دوست دارم
نوشته شده توسط مهدی در دوم شهریور 1388 ساعت 0:19 موضوع | لينک ثابت
به همین سادگی رفتی ... بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه ... سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد عمر گل بوته تو دستهام
گله از تو نیست میدونم خودم اینو ازتو خواستم
به جون ستاره هامون ، تو عزیزتر از چشامی
هرجا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی
تورو محض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی...
که دوستت ندارم .. اینو به خدا گفتم به سختی...
من اگه دوستت نداشتم پای غم هات نمی موندم...
واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم...
اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که میدیدم...
داری آب میشی میمیری اینو از همه شنیدم...
دارم از دوریت میمیرم ، تا کنار من نسوزی...
از دلم نمیری عمرم ، نفسهامی که هنوزی..
تورو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد...
از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد...
تو که تنها نمیمونی ، من تنهارو دعا کن...
خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها کن....
دست تو اول عشق بسپارش به آخرین مرد ...
مردی که پشت یه دیوار واسه چشمات گریه می کرد....
نوشته شده توسط مهدی در دوم شهریور 1388 ساعت 0:10 موضوع | لينک ثابت
شهوت

حسادت

شکم پرستی

حرس و طمع

تنبلی

غرور

خشم

نوشته شده توسط مهدی در پانزدهم مرداد 1388 ساعت 11:31 موضوع | لينک ثابت
قصه تمومه عشق من,فاصله رو صدا بزن
اینجوری خیلی بهتره,هم واسه تو هم واسه من
قصه تمومه عشق من,باید منو جا بذاری
باید صدام رو تو شب ترانه تنها بذاری
اونور دیوار شب باش تا من از تو ما بسازم
انعکاس این ترانه آخرین آواز قو نیست
باید بری!دوست ندارم شب به تو چپ نگاه کنه
دوست ندارم دستای شب صورتت رو سیاه کنه
نه منه من,نه منه تو,تو این شبا ما نمیشه
عشق عظیم ما 2تا,زیر 1 سقف جا نمیشه
خداوندا آنان که همه جیز دارند جز تو به ما که هیچ جیز نداریم جز تو میخندند
فراموش شده ی فرداهایت ...
نوشته شده توسط مهدی در پانزدهم مرداد 1388 ساعت 11:28 موضوع | لينک ثابت
عشق مثل آب می مونه که می تونه توی دستات قایمش کنی ...
آخرش یه روز دستات و باز می کنی میبینی نیست...
قطره قطره چکیده بی آنکه بفهمی...
اما دستت پر از خاطره است...
نوشته شده توسط مهدی در سیزدهم مرداد 1388 ساعت 22:54 موضوع | لينک ثابت
خدا گفت :لیلی یك ماجراست ، ماجرایی آكنده از من .
ماجرایی كه باید بسازیش .
شیطان گفت : تنها یك اتفاق است . بنشین تا بیفتد .
آنان كه حرف شیطان را باور كردند ، نشستند
و لیلی هیچ گاه اتفاق نیافتاد .
مجنون اما بلند شد ، رفت تا لیلی را بسازد .
خدا گفت : لیلی درد است ، درد زادنی نو ، تولدی به دست خویشتن .
شیطان گفت : آسودگی ست . خیالی ست خوش .
خدا گفت : لیلی ، رفتن است ، عبور است و رد شدن .
شیطان گفت : ماندن است . فرو ریختن در خود .
خدا گفت : لیلی جستجوست . لیلی نرسیدن است و بخشیدن
شیطان گفت : خواستن است . گرفتن و تملك .
خدا گفت : لیلی سخت است . دیر است و دور از دست .
شیطان گفت : ساده است . همین جا و دم دست
و دنیا پر شد از لیلی های زود . لیلی های ساده اینجایی .
لیلی های نزدیك لحظه ای .
خدا گفت : لیلی زندگی است . زیستنی از نوعی دیگر .
لیلی جاودانه شد و شیطان دیگر نبود
مجنون ، زیستنی از نوعی دیگر را برگزید و می دانست كه لیلی تا ابد طول می كشد
لیلی گریه کرد
لیلی گفت : امانتی ات زیادی داغ است . زیاد تند است .
خاكستر لیلی هم دارد می سوزد ، امانتی ات را پس می گیری ؟
خدا گفت : خاكسترت را دوست دارم ، خاكسترت را پس می گیرم .
لیلی گفت : كاش مادر می شدم ، مجنون بچه اش را بغل می كرد .
خدا گفت : مادری بهانه عشق است ، بهانه سوختن ؛ تو بی بهانه عاشقی ، تو بی بهانه می سوزی .
لیلی گفت : دلم می خواهد ، ساده ، بی تاب ، بی تب
خدا گفت : اما من تب و تابم ، بی من می میری
لیلی گفت : پایان قصه ام زیادی غم انگیز است ، مرگ من ، مرگ مجنون ، پایان قصه ام را عوض می كنی ؟
خدا گفت : پایان قصه ات اشك است . اشك دریاست ؛
دریا تشنگی است و من تشنگی ام ، تشنگی و آب . پایانی از این قشنگتر بلدی ؟
لیلی گریه كرد . لیلی تشنه تر شد .
خدا خندید
خدا گفت : زمین سردش است . چه كسی می تواند زمین را گرم كند ، لیلی گفت : من .
خدا شعله ای به او داد . لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت سینه اش آتش گرفت . خدا لبخند زد . لیلی هم .
خدا گفت : شعله را خرج كن . زمین ا م را به آتش بكش
لیلی خودش را به آتش كشید . خدا سوختنش را تماشا می كرد .
لیلی گر می گرفت .خدا حافظ می كرد .
لیلی می ترسید . می ترسید آتش اش تمام شود . لیلی چیزی از خدا خواست . خدا اجابت كرد .
مجنون سر رسید . مجنون هیزم آتش لیلی شد . آتش زبانه كشید . آتش ماند . زمین خدا گرم شد .
خدا گفت : اگر لیلی نبود ، زمین من همیشه سردش بود
نوشته شده توسط مهدی در یازدهم مرداد 1388 ساعت 12:3 موضوع | لينک ثابت

جواهرخانه کبریای توبه را بشکن پشیمانی بس است از جواهرخانه خالی
نگهبانی بس است ترس جای عشق جولان داد و شک جای یقین آبروداری کن ای زاهد
مسلمانی بس است خلق دلسنگاند و من آیینه با خود میبرم بشکنیدم دوستان دشنام
پنهانی بس است یوسف از تعبیر خواب مصریان دلسرد شد هفتصد سال است میبارد!
فراوانی بس است نسل پشت نسل تنها امتحان پس میدهیم دیگر انسانی نخواهد بود
قربانی بس است بر سر خوان تو تنها کفر نعمت میکنیم سفرهات را جمع کن ای عشق
مهمانی بس است!
نوشته شده توسط مهدی در هفتم مرداد 1388 ساعت 14:26 موضوع | لينک ثابت
بدجوری عاشق شدی ؟
چی شده رفیق ! طرف گذاشته رفته یا ازت جدا شده ؟ هر بهونه ای هست , بذار باشه مهم اینه که رفته و حالا جاش خیلی خالیه ... شایدم میگی بهت جواب رد داده . اولش خاطرتو میخواست تا همین یه ماه پیش برات تب
می کرد . هر روز تلفن , قربون صدقه ,کادو هزار راه و روش واسه تو سر هم میکرد تا مونسش بشی . ولی
یهو غیب شد...
نه تلفنی ؟ نه خبری ! بعضی ها میگن هوایی شده , دلش پیش یکی دیگه گیر کرده ،بعضیا میگن ای بابا از اول دروغ میگفته . هر کی واست یه نسخه میپیچه .میگی این دل بی صاحب کی قرار میگیره ؟ بال بال میزنی . مثه سنگ سخت شدی ، داری سخت تر هم میشی . گوش کن رفیق شاید این یه فرصته که نجاتت بده...
شاید مرغ آمین همین الان رو درخت کاج نشسته تا نپریده حواست بمن باشه نذار تلخ بشی این دل صاحب داره، صاحبشم تویی ! زندگی به همین یه راهی که تو داری توش درجا میزنی ختم نمیشه. زندگی خیلی خلاقه ... یه عالمه شعبده و تر دستی بلده. این راه نشد یه راه دیگه . این یار نشد یه یار دیگه . میگی عاشقش بودی ؟ اینها همش حرفه کدوم عشق ؟!! بگو سر کاری ، الکی خوشی ، اگه عشق بود که نمیرفت و تورو نیمه راه نمیذاشت ... اگه نمی خوای حرفامو گوش کنی ؟ گوشاتو بگیر اما چشماتو باز کن . عشق نشونی داره . عشق یه طرفه مایه دردسره. همین که طرف بهر بهونه ای رفته ، خودش یه جور جوابه!.......
پیام رو دریاب ف اگه تو میگی عاشقشی من یکی باور میکنم .اگه عشق اون با وفا باشه چه بی وفا روشنت کرده، یه چراغ رو دلت جا میذاره که میتونی با اون همه چیز و همه کسو روشن کنی ، یه چراغ از مهر و محبت و ظرافت. عشق مثله بارونه ،خشک و تر رو با هم خیس میکنه . اگه یارت همچین نگاهی واست کاشته بذار این نگاه توی روحت جوونه بزنه زلالت کنه/میگی از دوریش رنج میکشی ؟ بهت میگم اشکالی نداره رنج کشیدن مثله سونا واسه روح ماست.بذار این عشق تورو پاک و زلال کنه بذار خامی و نادونی تو وجودت با حرارت این درد و رنج پخته بشه. تا حالا فکر کردین ممکنه شما درو نفر یه جاییی آدرس رو اشتباهی اومدین!!! حالا رسیدین به کوچه بن بست. نذاتر با خیالبافی پاهات گیر کنه تو گل واموندگی . برو تو عمق وجودت سرک بکش خودتو دید بزن خودتو بشناس؟ یادت باشه هر غم و غصه ای با نگاه دقیق و هوشیار ما با خودش راه حل و کلید قفلش رو میاره. حتی اگه همه سرمایه زندگیت رو به باد بده بازم ارزش داره درسی که میگیریم رو داره... یادت باشه هر کسی لایق عشق نیست.
نوشته شده توسط مهدی در ششم مرداد 1388 ساعت 18:56 موضوع | لينک ثابت
عشق پرنده نیست که هر لحظه رو یه شاخه بشینه...اگه تو زندگیت احساس کردی بیش از یه بار عاشق شدی،بدون که هیچوقت عاشق نبودی
نوشته شده توسط مهدی در بیست و نهم تیر 1388 ساعت 21:32 موضوع | لينک ثابت

![]()
وقتی دل تنها کالائیست که خدا شکسته ی آن را می خرد
پس چرا من به دست کسی که دلم را شکست بوسه نزنم؟!
دلهای پاک خطا نمیکننند فقط سادگی میکنند امروز سادگی پاکترین خطای دنیاست...
نوشته شده توسط مهدی در بیست و پنجم تیر 1388 ساعت 12:46 موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ

به نام بهترین نام ها
سلام دوستان
ورودتون خوش آمد میگم امیدوارم با نظراتتون منو برای بهتر شدن وب کمک کنید .
و بدونید که : برای انسان های بزرگ هیچ بن بستی وجود ندارد زیرا بر این باورند که یا راهی
خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت.
فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
آیا می تونم تورو از ذهنم خارج کنم؟؟؟؟
"قصه ی خوب و تلخ سرنوشت"
بی تو تنهام
داستان زندگي
تو؟؟؟
دل و ديده
دلبر
خاطره
درد ودل
زندگي
بوسه...
صدام کن !!!!!!!!!!!
تنها
قفس تنهايي
منتظر
گل
دوستت دارم
من و تو
دلتنگي...
زندگي
به امید نگاهت
حس سوختن
با تو بودن
عاشقی
اینو بفهم
نمی بخشمت؟!
امان ازین عشق
پاسخی قشنگ ام نه قانع کننده
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
طراح قالب
POWERED BY